﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>گفتگوی عشق</title>
    <description>goftegooeshgh's description</description>
    <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>گفتگوی عشق</managingEditor>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Feb 2012 18:53:24 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>50 جمله بسیار زیبا و پرانرژی از بزرگان برای زندگی</title>
      <description>&lt;p&gt;- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه&amp;zwnj;ی انسان&amp;zwnj;ها برابرند. (مارتین لوتر&amp;zwnj;کینگ)&lt;br /&gt;2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو&amp;zwnj;هایت زندگی کنی. (رودی)&lt;br /&gt;3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)&lt;br /&gt;4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)&lt;br /&gt;5- عمر آنقدر کوتاه است که نمی&amp;zwnj;ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)&lt;br /&gt;6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)&lt;br /&gt;7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)&lt;br /&gt;8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می&amp;zwnj;کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)&lt;br /&gt;9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی&amp;zwnj; می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)&lt;br /&gt;10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)&lt;br /&gt;11- دوست داشتن انسان&amp;zwnj;ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)&lt;br /&gt;12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)&lt;br /&gt;13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده&amp;zwnj;ایم می&amp;zwnj;توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)&lt;br /&gt;14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)&lt;br /&gt;15- هنر کلید فهم زندگی است. (اسکار وایله)&lt;br /&gt;16- تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می&amp;zwnj;کنند. (والترنیس)&lt;br /&gt;17- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)&lt;br /&gt;18- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)&lt;br /&gt;19- در جستجوی نور باش، نور را می&amp;zwnj;یابی. (آرنت)&lt;br /&gt;20- برای آنکه کاری امکان&amp;zwnj;پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)&lt;br /&gt;21- شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)&lt;br /&gt;22- آدمی ساخته&amp;zwnj;ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می&amp;zwnj;اندیشیده است. (مترلینگ)&lt;br /&gt;23- اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه&amp;zwnj; چیز را همان گونه که هست می&amp;zwnj;دید:بی&amp;zwnj;انتها. (بلیک)&lt;br /&gt;24- برده یک ارباب دارد اما جاه&amp;zwnj;طلب به تعداد افرادی که به او کمک می&amp;zwnj;کنند. (بردیر فرانسوی)&lt;br /&gt;25- هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است. (فرانکلین)&lt;br /&gt;26- نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)&lt;br /&gt;27- هر قدر به طبیعت نزدیک شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا می&amp;zwnj;کنی. (نیما یوشیج)&lt;br /&gt;28- اگر زمانی دراز به اعماق نگاه کنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می&amp;zwnj;اندازند. (نیچه)&lt;br /&gt;29- زیبائی در فرا رفتن از روزمره&amp;zwnj;گی&amp;zwnj;هاست. (ورنر هفته)&lt;br /&gt;30- برای کسی که شگفت&amp;zwnj;زده&amp;zwnj;ی خود نیست معجزه&amp;zwnj;ای وجود ندارد. (اشنباخ)&lt;br /&gt;31- تفکر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفکر درباره&amp;zwnj;ی پرسش&amp;zwnj;هایی که بنیاد هستی ما را دگرگون می&amp;zwnj;کند. (ادگارمون)&lt;br /&gt;32- عقلانیت باز آن عقلانیتی است که فراموش نمی&amp;zwnj;کند که یکی در چند است و چند در یکی. (ادگارمون)&lt;br /&gt;33- آرامش،زن دل&amp;zwnj;انگیزی است که در نزدیکی دانایی منزل دارد. (اپیکارموس)&lt;br /&gt;34- هیچ چیزدر زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخ&amp;zwnj;من)&lt;br /&gt;35- تنها آرامش و سکوت سرچشمه&amp;zwnj;ی نیروی لایزال است. (داستایوفسکی)&lt;br /&gt;36- با عشق،زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.&lt;br /&gt;37- علت هر شکستی،عمل کردن بدون فکر است. (الکس&amp;zwnj;مکنزی)&lt;br /&gt;38- من تنها یک چیز می&amp;zwnj;دانم و آن اینکه هیچ نمی&amp;zwnj;دانم. (سقراط)&lt;br /&gt;39- دانستن کافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)&lt;br /&gt;40- تپه&amp;zwnj;ای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد! (ضرب&amp;zwnj;المثل ولزی)&lt;br /&gt;41- خداوند،روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می&amp;zwnj;نویسد. (برزیلی)&lt;br /&gt;42- تو ارباب سخنانی هستی که نگفته&amp;zwnj;ای،ولی حرفهایی که زده&amp;zwnj;ای ارباب تو هستند. (ضرب&amp;zwnj;المثل تازی)&lt;br /&gt;43- تا زمانیکه امروز مبدل به فردا شود انسان&amp;zwnj;ها از سعادتی که در این دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب&amp;zwnj;المثل چینی)&lt;br /&gt;44- بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)&lt;br /&gt;45- اگر می&amp;zwnj;بینی کسی به روی تو لبخند نمی&amp;zwnj;زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل کارنگی)&lt;br /&gt;46- شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می&amp;zwnj;ارزد. (سقراط)&lt;br /&gt;48- ضعیف&amp;zwnj;الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار&amp;zwnj; آلن&amp;zwnj;پو)&lt;br /&gt;40- به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن. (ضرب&amp;zwnj;المثل چینی)&lt;br /&gt;50- برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. (ضرب&amp;zwnj;المثل هندی)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/174</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8967484/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8967484</guid>
      <pubDate>Tue, 21 Feb 2012 18:53:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>منزل خدا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;کودکی اندیشید که خدا چه می خورد و چه می پوشد و در کجا منزل دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;ندا امد: خدا غم بندگانش را می خورد ،گناهانشان را می پوشد و در قلب شکسته ی انها ساکن است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;الهی به حق پیامبر رحمت(ص) انهاییکه چشمشان به درگاه توست را ناامید برمگردان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;الهی امین&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/173</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8902689/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8902689</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Feb 2012 05:49:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معنـای عـشـق واقـعی</title>
      <description>&lt;p&gt;یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی&amp;nbsp; غیرتکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟&lt;br /&gt;برخی از دانش آموزان گفتند : با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند. برخی "دادن گل و&amp;nbsp; هدیه" و "حرف های دلنشین" را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند "با هم&amp;nbsp; بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی" را راه بیان عشق می دانند. در آن بین،&amp;nbsp; پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان&amp;nbsp; کوتاهی تعریف کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل&amp;nbsp; رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. &lt;br /&gt;یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به&amp;nbsp; همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود !&lt;br /&gt;رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر،&amp;nbsp; آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش&amp;nbsp; را تنها گذاشت. &lt;br /&gt;بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید... ببر رفت و زن زنده ماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. &lt;br /&gt;راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟&lt;br /&gt;بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! &lt;br /&gt;راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که "عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از&amp;nbsp; پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می&amp;nbsp; دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند و او قبل&amp;nbsp; از اینکه حرکتی از همسرش سر بزند به اینکار اقدام کرد. پدر من در آن لحظه وحشتناک،&amp;nbsp; با فدا کردن جانش پیشمرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین&amp;nbsp; ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 5pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/172</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8793464/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8793464</guid>
      <pubDate>Wed, 25 Jan 2012 11:09:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800080; font-size: large;"&gt;سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800080; font-size: large;"&gt;از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته ی تندیسی زیباست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/171</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8757303/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8757303</guid>
      <pubDate>Wed, 18 Jan 2012 17:30:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;#171;چهل شبانه بى تو&amp;#187;</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: B Mitra; font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;span style="color: royalblue; font-family: B Mitra; font-size: medium;"&gt;چهل شبانه گذر کرد بر زمین بى تو&lt;br /&gt;چهل &lt;br /&gt;شبانه بى عشق، بى یقین، بى تو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از تو پیرهن سوگوار تا به ابد&lt;br /&gt;چه گریه &lt;br /&gt;ها که ندارد در آستین بى تو&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: B Mitra; font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: royalblue;"&gt;مرا که چله نشینِ خرابه ها شده ام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000; font-family: B Mitra; font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: royalblue; font-size: medium;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: B Mitra;"&gt;مرا که با غم هر ثانیه &lt;br /&gt;عجین بى تو،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسى نبرد به مهمانى دعا و درود&lt;br /&gt;که عشق بى کس و کار است این &lt;br /&gt;چنین بى تو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سر سلامتى من چه تلخ آمده اند&lt;br /&gt;ستاره هاى پریشان هر پسین بى &lt;br /&gt;تو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهل شب است که خواب غروب مى بینند&lt;br /&gt;پرندگان غزل مرده زمین بى تو...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/170</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8715414/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8715414</guid>
      <pubDate>Thu, 12 Jan 2012 14:43:02 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000; font-family: verdana,geneva; font-size: x-large;"&gt;عارفی را پرسید:روی نگین انگشترم چه حک کنم که وقتی شادم به ان بنگرم و هر وقت هم غمگین هستم به ان نظر کنم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000; font-family: verdana,geneva; font-size: x-large;"&gt;گفت : حک کن " &lt;span style="color: #008000;"&gt;می گذرد&lt;/span&gt;"&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/169</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8712623/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8712623</guid>
      <pubDate>Thu, 12 Jan 2012 07:48:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #339966; font-size: large;"&gt;باد می وزد ،می توانی در مقابلش هم دیوار بسازی و هم اسیاب بادی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #339966; font-size: large;"&gt;تصمیم با توست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/168</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8671285/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8671285</guid>
      <pubDate>Thu, 05 Jan 2012 19:01:57 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #339966; font-size: large;"&gt;زمستان سردی بود و&amp;nbsp; کلاغ غذایی نداشت تا جوجه هایش را سیر کند، گوشت بدنش را میکند و به بچه هایش میداد، زمستان تمام شد و کلاغ مرد،اما جوجه ها نجات یافتند و گفتند : آخیش ! راحت شدیم از غذای تکراری!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #339966;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; .............................................................................&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #339966; font-size: large;"&gt;کاری که در برابر ماست ، هرگز به بزرگی نیرویی نیست که پشت سر ماست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/167</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8658423/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8658423</guid>
      <pubDate>Tue, 03 Jan 2012 19:31:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مناجات</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: x-large;"&gt;خدایا ! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: x-large;"&gt;دستم به آسمانت نمی رسد. اما تو که دستت به زمین می رسد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: x-large;"&gt;"&lt;strong&gt; بلندم کن&lt;/strong&gt;".&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/166</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8651312/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8651312</guid>
      <pubDate>Mon, 02 Jan 2012 20:03:09 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: arial black,avant garde; font-size: x-large;"&gt;باران باش!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: arial black,avant garde; font-size: x-large;"&gt;ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست.....&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/post/165</link>
      <author>گفتگوی عشق</author>
      <comments>http://goftegooeshgh.persianblog.ir/comments/289754/8629895/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-289754.post-8629895</guid>
      <pubDate>Fri, 30 Dec 2011 17:25:49 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
