|
گفتگوی عشق | ||
|
نمی فهمم چرا عشق خداوند به درون من نفوذ میکند حتی اگر درها را بسته نگه دارم.
اگر عشق خداوند زمانی که شما آمادگی دریافت آن را ندارید به درون شما نفوذ کند نمیتوانید به عنوان یک عنصر خارجی آن را در نظر بگیرید. شما نمیتوانید آن را تحسین کنید یا از آن مراقبت نمایید. اگر کسی بهترین و لذیذترین غذا را در برابر شما بیاورد اما شما آن را تحسین نکنید، آن را رد کرده و احساس میشود که آن غذا هیچ ارزشی ندارد.
ممکن است ندانم در ذهن خداوند چیست اما میدانم در قلب خداوند چیست عشقی مطلق نسبت به من من ذهنی دارم که شگفت زده و متحیر است من قلبی دارم که شکسته شده است من شور و نشاطی دارم که جریحه دار شده است من روحی دارم که دردمند است خدای من هنوز احساس میکنم که دوستم داری هنوز میدانم که مراقب من هستی عشقی که تمام جهان را وجب میکند جدید نیست قدیمی است کهنه و ابدی است.
گفتگوی عشق نویسنده :سرای چیمو مترجم :زهرا حسین زاده
[ سهشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢۱ ب.ظ ] [ گفتگوی عشق ]
|
||