|
گفتگوی عشق | ||
|
پروردگارا رازت گویم با دلی که هلاکش کرده جرمش تو را می خوانم ای پروردگارا ترسان با شوق و امیداوار هراسان ای مولای هر وقت گناهانم را ببینم در هراسم و چون بنگرم کرمت را طمع ورزم پس اگر بگذری بهترین مهربانی و اگر عذابم کنی ستم نکردی نوشته شده در دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ساعت
٤:٢٩ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
خدایا یاری کن مرا در این روز بر روزه گرفتن و عبادت و برکنارم دار در ان از بیهودگی و گناهان و روزیم کن در ان یادت را برای همیشه به توفیق خودت ای راهنمای گمراهان نوشته شده در دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ساعت
٤:٢٦ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را “ابر نیمه تمام” گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر نزد شیوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند چگونه عشقش را ابراز کند!؟ شیوانا از “ابر نیمه تمام” پرسید:” چطور فهمیدی که عاشق شده ای؟!” نوشته شده در یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٠٥ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این باز ی توان کرد شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطف های بیکران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد که را گویم که با این درد جانسوز طبیبم قصد حان ناتوان کرد بدانسان سوخت چون شمعم که بر من صراحی گریه و بر بط فغان کرد صبا گر چاره داری وقت وقت است که درد اشتیاقم قصد جان کرد میان مهربانان کی توان گفت که یار ما چنین گفت و چنان کرد عدد با جان حافظ ان نکردی که تیر چشم ان ابرو کمان کرد نوشته شده در شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ساعت
۱۱:٢٧ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
|
||