|
گفتگوی عشق | ||
|
الف: 116 سال او نمی تواند به سوال جواب دهد . 2- کلاههای پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟ حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند. 3- روسها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟ 4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟ این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند . 5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟ در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف میدهد . جوابها : 1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453) 2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود . 3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود. 4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد . 5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canariaاست که یعنی جزایر توله سگ . حالا می توانید به خودتان بخندید نوشته شده در جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:٢٠ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
پسر جوان پس از مدتها از منزل خارج شد . بیماری روحیه او را مکدر کرده بود . و حالا با اصرار مادرش به خیابان آمده بود . از کنار چند فروشگاه گذشت . ویترین یک فروشگاه بزرگ توجه او را به خود جلب کرد و وارد شد . در بخشی از فروشگاه که مخصوص موسیقی بود چشمش به دختر جوانی افتاد که فروشنده آن قسمت بود . فروشنده دختر ی بود همسن خودش و لبخند مهربانی بر لب داشت . لبخند آن دختر به نظر خودش زیباترین چیزی بود که به عمر دیده بود! دختر نگاهی به او کرد و پرسید : نکته ها: پاورقی: نوشته شده در جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:۱٩ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
My Lord, kidnap my heart, I humbly pray. نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:٢٤ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
I try, I cry, I sigh, but all in vain.
نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:۱٧ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
الهی می سوزانی مرا و بر خاکسترم نقش عشق می کشی! بهای مدرسه ام چه سنگین است. نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:۱۱ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
دریا برای فرو نشاندن عطش خود از ابر طلب باران می کرد و ابر از یاد برده بود که روزی از سینه پر سوز دریا برخاسته است! نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:۱٠ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. نکته ها: نوشته شده در سهشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٧:٤٦ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
|
||