|
گفتگوی عشق | ||
|
به پرسشهای زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان نتیجه گیری کنید پرسشها: - چه موقع از روز بهترین و ارامترین احساس را دارید؟ الف.صبح(2 امتیاز) ب.عصرو غروب(4 امتیاز) ج.شب(6 امتیاز) - معمولا چگونه راه می روید؟ - وقتی با دیگران صحبت می کنید: - وقتی آرام هستید چگونه می نشینید؟ - وقتی چیزی واقعا برای شما جالب است،چگونه واکنش نشان می دهید؟ - وقتی وارد یک میهمانی یا جمع می شوید - سخت مشغول کاری هستید بر آن تمرکز دارید اما ناگهان دلیلی یا شخصی آن را قطع می کند: - کدامیک از مجموعه رنگهای زیر را بیشتر دوست دارید؟ - وقتی در رختخواب هستید(در شب) در اخرین لحظات پیش از خواب در چه حالتی دراز می کشید؟ - آیا شما غالبا خواب می بینید که: نتیجه گیری اگر امتیاز شما بالای 60 است دیگرا در ارتباط و رفتار با شما شدیدا مراقب و هوشیار هستند انها شما را مغرور ،خود محور و بی نهایت سلطه جو می دانند،گر چه شما را تحسین می کنند و به ظاهر می گویند(کاش من جای تو بودم)اما معمولا به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه عمیق و دوستانه بی میل و فراری هستند اگر از 51 تا 60 امتیاز دارید بدانید دوستان شما را تحریک پذیر می دانند،بدون فکر عمل می کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند بر اشفته می شوید،علاقه مند به رهبری جمع و تصمیم گیری سریع دارید(هر چند اغلب درست از کار در نمی اید )دیگران شما را جسور و اهل مخاطره می دانند.کسی که همه چیز را تجربه و امتحان کند از ماجراجویی لذت می برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما،از همراهیتان لذت می برند اگر از 41 تا 50 امتیاز به دست اورید به خود امیدوار باشید،دیگران شما را با نشاط،سر زنده،سر گرم کننده و جالب و جذاب می بینند.شما دائما مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتار خوبی بهره مند هستید.فردی مهربان،ملاحظه کار و فهمیده به نظر می رسید.قادر هستید به موقع باعث شادی و خوشی دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده انها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضای گروه هستید اگر از 31 تا 40 امتیاز نصیب شما شد بدانید در نظر سایرین معقول و هوشیار و دقیق و ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه می دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن ومتواضع هستید.به سرعت و سادگی با دیگران باب دوستی را باز نمی کنید.اما اگر با کسی دوست شوید صادق،با وفا و وظیفه شناس هستید.اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گر چه سخت دوست می شوید اما سخت تر دوستی ها را رها می کنید اگر از 21تا 30 امتیازنصیب شما شد
در نظر سایرین فردی زحمت کش هستید اما متاسفانه گاهی اوقات ایرادگیر هستید.شما بسیار محتاط و بی نهایت ملاحظه کار به نظر می رسید.زحمتکشی که در کمال ارامش و با صرف زمان زیاد و در جمع بار دیگران را بر دوش می کشد و بدون فکر و بر اساس تحریک لحظه ای و انی هرگز نظر نمی دهد دیگران می دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را می سنجید و سپس تصمیم گیری می کنید
و اگر کمتر از 21 امتیاز داشتید دیگران شما را خجالتی،عصبیو ادمی شکاک و دودل می دانند شخصی که همیشه سایرین به عوض او فکر می کنند.برایش تصمیم می گیرندو از او مراقبت می کنند.کسی که اصلا تمایل به درگیر شدن در کار های گروهی و ارتباط با افراد دیگر را ندارد
نوشته شده در جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٦:٥۸ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
در نیویورک، بروکلین، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود. نکته ها: نوشته شده در جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٦:٥٦ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. پند بانگ مـیزد کـای امـیر آخر چر قصد من کـردی تـو نادیـده جفـا اما سوار بیاعتنا به نفرینهای او کار خود را میکرد و همچنان او را میدواند و رنج میداد تا آنکه شب شد و آن مرد بر اثر خوردن سیبهای گندیده و ضربات دبوس و ساعتها دویدن دچار تهوع شد و همه آنچه را که در معده داشت از جمله آن مار را بالا آورد: زو برآمد خـوردهها زشـت و نکـو مار با آن خورده بیرون جست از او از یک نظر، همگی مانند همان مرد هستیم که چون از حکمت رنجهای خویش بیخبریم زبان به دشنام و نفرین به ولی نعمت خود میگشاییم و تنها هنگامی دست از این کار میکشیم که متوجه نقش مثبت آن رنجها شویم. حال جای این پرسش است که آیا باید ما دلیل همه رنجهای خود را بدانیم تا دست از نفرین بکشیم؟ شاید در نگاه نخست پاسخ به این پرسش مثبت باشد. اما به نظر میرسد که به دلایلی همواره نتوان به پاسخ روشنی در این باب دست یافت. زیرا پاسخ برخی از پرسشها تنها در گرو توسعه آستانه وجودی افراد است و پیش از آن نتوان چنین کرد. دلیل دیگر آنکه چه بسا ما زودتر از موعد مقرر تحمل برخی پاسخها را نداشته باشیم و باید گذر زمان آنها را روشن سازد. این پاسخی است که آن سوار به مرد مارخورده میدهد. پس از آن که مار از معده آن شخص خارج شد و او دید که آن سوار چه خدمتی به او کرده است، از او پرسید که چرا از همان اول به او علت آن خوراندنها و دواندنها را نگفت تا او با طیب خاطر تن به خواسته سوار فرشتهسان و زجرهایش دهد؟ پاسخ سوار شنیدنی است: نوشته شده در جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٦:٥۳ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
بسیاری از احادیث درباره ماه رمضان به این نکته اشاره شده که در این ماه شیاطین به بند کشیده می شوند. در این زمینه پرسش هایی پدید می آید از قبیل این که : نوشته شده در یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
۱٠:٠٥ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
یکروز مردی با خدا قرار گذاشت تا خدا به خانه او بیاید ،
زنگ خانه به صدا درآمد مرد باخوشحالی دوید ودر راباز کرد دید یک فقیری دم در است واز او کمک میخواهد مرد با عصبانیت اورا رد کرد وگفت که منتظر خدا هستم ، برای بار دوم بعداز مدتی زنگ خانه به صدا درآمد مرد سریع در را باز کرد ودید که یک فقیر دیگری است با او هم به تندی گفت که مزاهم نشو که منتظر خداهستم و در رابست مدتی بعد برای بار سوم زنگ خانه به صدا نواخته شد مرد با خوشحالی بطرف در دو ید وقتی در را باز کرد دید باز یک گدای دیگر است با ناراحتی فراوان داد زد که منتظر خداهستم مزاحم نشو ودر را بست . آن شب از خدا خبری نشد و مرد به خواب رفت ، در خواب دید که خدا به سراغش آمد ، گفت : چرا نیامدی؟ خدا گفت : سه بار آمدم و در زدم اما راهم ندادی .
نوشته شده در یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٩:۳٦ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
وجود رنج
رنج آزمایشی است که خداوند در ما و از طریق ما انجام میدهد. این رنج در نتیجه آگاهی محدود شده ماست. زمانی که آگاهی نامحدود فعالیت میکند نتیجه آن را به شکل نور میبینیم. وقتی در نامتناهی کاری را انجام میدهیم، راضی و خشنود میشویم اما اکنون در متناهی هستیم. وقتی کاری را در متناهی انجام میدهیم خشنود و راضی نمیشویم. وقتی فردی 5 دلار دارد میخواهد 10 دلار داشته باشد. او رنج میکشد چون احساس میکند محدود شده است. پس وقتی 10 دلار را به دست میآورد میبیند دیگری 20 دلار دارد، از این رو رنج میکشد و دچار پریشانی میشود و به این فکر میکند که چگونه 20 دلار بدست آورد. در متناهی همیشه رنچ و سختی وجود خواهد داشت زیرا برای رقابت، چنگ زدن، تصرف کردن تلاش میکنیم. اما در نامتناهی هیچ رنجی نیست زیرا وقتی به شناخت کلی میرسیم آرزوی ما و دیگران یکی میشود. در همین لحظه سعی در خشنود کردن دنیا با آگاهی و شناخت محدود شده خود داریم و دنیا نیز میخواهد ما را با آگاهی محدود شده اش راضی و خشنود سازد. ما دیگران را محدود کرده و خود محدود میشویم. تجربه اصلی در این دنیا تجربه محدودیت است و اینکه چرا ما رنج میکشیم. مهمترین دیدگاه اینکه خداوند هم آگاهی محدود و نامحدود دارد. او مانند کوچکترین حشره در همان زمان وجودی عظیم دارد. او کوچکتر از کوچکتر و بزرگتر از بزرگترین است. او دورتر از دورترین و نزدیکتر از نزدیکترین است. او برای چه کسی نزدیکتر از نزدیکترین است؟برای جستجوگر. برای چه کسی دورتر از دورترین است؟برای آنکه جستجوگر نیست. برای آنها که در حال غوطه خوردن در شادیها و خوشیهای جهل هستند، خدا دورتر از دورترین است. طبیعتا آن افراد رنج میبرند. اما وقتی جستجوگر بدرگاه خدادعا میکندو برای او مراقبه میکند، احساس میکندکه عزیزترین بنده خداست. وقتی به درگاه خدا دعا میکند احساس میکند که خداوند دانا آنجاست در حالی که به او گوش میدهد. وقتی برای خدا مراقبه میکند احساس میکند که خدا درحال صحبت کردن با اوست و او به سخنان خدا گوش میدهد. اگر او به سخنان خداوند گوش داده و خداوند نیز به سخنان او گوش دهد، در این صورت هیچ رنج و ناراحتی نمیتواند وجود داشته باشد.
اگر خداوند مهربان و با محبت است چرابه ما اجازه میدهد رنج بکشیم؟
به خاطر اعمال اشتباه کارهای منفی، اشتیاق نداشتن و فشارهای دنیایی که از جانب خداوند میباشد. وقتی این فشارها به ما وارد میشود ما رنج میکشیم. به علاوه، هر آنچه که ما رنج مینامیم و هر آنچه ما گناهکار، شیطان، دور ازخدا یا ناخواسته مینامیم بخشی از وجود خداوند است. ما خدا را از طریق همه چیز تجربه میکنیم. وقتی رنج میکشیم به سرعت احساس میکنیم که خدا بیرحم و ظالم است. این شیوه بشرگونه ما از قضاوت در مورد خداوند است. اما اگر فراتر رویم میبینیم که آنچه ما رنج مینامیم چیزی جز یک تجربه نیست. و چه کسی این تجربه را دارد؟خود خداوند. خداوند فاعل است. خداوند عمل است و خداوند ثمره و نتیجه است. اگر رنج میکشی، خدا را شکر کن چرا که هیچ چیز پایدار نیست دور از چشم بینای او و قلب مهربان او.
خوی انسانی ما رنج را به مانند چیزی وحشتناک و نا مقدس خواهد دید. اما خوی الهی ما آن را به مانند یک تجربه و آزمایش الهی در مسیر تکامل مربوط به عالم هستی خواهد دید. هر چه بالاتر میرویم، ذهن ما از تمام اتفاقاتی که در دنیا به وقوع میپیوندد پاکترمی شودو آن را آزمایش الهی هر انسان میداند. در مسابقه دنیایی خداوند، فعالیتهای بیشماری را میبینیم و فشارهای بیشماری که همگی در یک لحظه و آنی در حال اتفاق افتادن هستند. اما روزی خواهد آمد که جستجوگر مخلص بالاترین حقیقت مردم بیشماری که مشتاق نیستند را بشناسند و مجبورند برای فشارهای دنیایی راه حلی ارائه دهند. وقتی جستجوگری آگاهانه و با قدرت اشتیاقش وارد دریای آرامش و نور میشود قسمتی از خواست خدا میگردد. بنابراین مرتکب اشتباهی نمیشود که انسانهای بدون شور و اشتیاق دچار آنها میشوند. متأسفانه، در حال حاضر غیر از یک میلیون نفر شاید تنها یک یا دو مشتاق حقیقی وجود داشته باشد، به علاوه، به جز آن مشتاقان، تعداد بسیار محدودی درزندگی روحانی و معنوی خود صادق هستند.
ما آمدهایم که بسراییم نغمههای شادی را در این دنیای پر از رنج
دنیا به سمت نور پیش میرود، اگر چه این پیشرفت بسیار کند میباشد. رنج بشر به پایان خواهد رسید زیرا خدا تمام سعادت و نور است. ما اهل خوشی و لذت هستیم. در روی زمین در خوشی و سعادت رشد میکنیم و پرورش مییابیم. در انتهای سفرروح خود باید به خوشی و لذت بازگردیم. زمانی این تجربه خوشی و لذت را خواهیم داشت که مراقبه و دعا کنیم. اکثر ما صادقانه یا با تمام روح و وجود عبادت و مراقبه نمیکنیم، بنابراین وجود خوشی برای ما دست نیافتنی و محال است. اما اگر با تمام احساس مراقبه کنیم و بدون هیچ قیدو شرطی حضور و وجود هر روزه خود را به خداوند تسلیم کنیم، پس از آن سعادت، واقعیت هرروز زندگی ما خواهد شد. در هر ثانیه باید حضور و وجود سعادت و خوشی را احساس کنیم. اما باید در آزمایش درونی خویش با آرزوی دنیایی به طور جدایی ناپذیر یکی باشیم. درآن آرزو هیچ رنجی وجود ندارد. رنج درذهن بشر و در حس زمینی وجود دارد. وقتی شما فراتر از حس زمینی (دنیایی) میروید و وقتی با تمام وجود خود را به باریتعالی عرضه بداریم و بخشی ازخواست دنیایی و زمینی او بشویم، میبینیم که چیزی به نام رنج وجود ندارد. ما تنها یک آزمایش میبینیم و آن هم آزمایش دنیایی الهی که خداوند خود در ما وجود دارد.
حتی در باغ رنجور قلبمان رایحه و عطر گل شادی و الهی سرانجام شکوفه خواهد زد.
آیا درد و رنج تا حدودی به زندگی معنوی ما کمک میکند؟
یک نکته مهم و عمده وجود دارد که اگر ما از رنج و آزمایش سخت و درد جسمی عبور کنیم، تمام روشها و اسلوب ما پاک و خالص خواهد شد. این عقیده همیشه واقعیت پیدا نمیکند. مردم بسیاری وجود دارند که رنج میکشند به خاطر کارهای گذشته خود و به علت جبر و فشارهای دنیایی که به آنها وارد میشود، اما نمیتوانیم بگوییم که آنها به مقصد خود نزدیک میشوند. نه!آنها باید برای رسیدن به مقصد خود اشتیاق و تلاشی صادقانه داشته باشند. ما نباید پذیرای دردو رنج باشیم. اگر بخواهد رنجی پدیدار شود باید تلاش کرده تا بر آن غلبه کنیم. اگر بتوانیم درد و رنج را به مانند یک آزمایش بپذیریم، پس از آن سعی میکنیم آن را به شادی تبدیل کنیم آن هم با تشخیص خود نسبت به شادی مورد نظر که پس از آن سعی در تحمل رنج خواهیم داشت. پیش از آنکه به قلمرو سعادت و نیکبختی وارد شویم لازم نیست که از طریق تحمل رنج این کار را انجام دهیم. مردم بسیاری خدا را از طریق عشق شناختهاند. پدر، به فرزند عشق دارد و فرزند نیز همچنین. این عشق ما را به هدفمان میرساند. فلسفه ما بر روش مثبتی از جستجوی حقیقت تاکید میورزد. ما نور را محدود کردهایم اکنون او به ما اجازه میدهد که آن را بگسترانیم. به ما اجازه پیشرفت، از نور بیشتر به نور فراوان و نور بی نهایت میدهد.
نور، نور بیشتر، نور بی نهایت نور نا محدود ما هر روز نیاز داریم برای پاک کردن رنج جهالت خویش
آیا خداوند میتواند رنج را از دنیا پاک کند؟
بله، خداوند میتواند و رنج را از دنیا حذف میکند. اما چه کسی صادقانه، نبود رنج را میخواهد؟ما همگی مانند شتر عمل میکنیم. شتر خارهای کاکتوس را میخورد تا زمانی که از دهانش خون جاری میشود، سپس میرود و مجدد خارها را میخورد. به گونهای آگاهانه یا نا آگاهانه، شتر خارها را گرامی میدارد. ما انسانها نیز، آگاهانه یا نا آگاهانه، رنج را گرامی میداریم. به همان اندازه که ما رنج را گرامی میداریم، رنج نیز در دنیا باقی خواهد ماند
خداوند حقیقتا نمیخواهد زندگی بشر تقسیم شود، نیمی لذت و نیمی غم
زمانی که ما از آزمایشهای ناخوشایند رنج برده و مرتکب خطاها میشویم، آیا بدین معناست که خداوند متعال لطف و مرحمت خود را بازپس گرفته است؟
نه، نه، این صحیح نیست. آن فقط فشارهای جهالت است که وجود دارند. اگر کودکی انگشتش را در آتش فرو ببرد، بدین معنا نیست که مادر توجه کمتری به کودک دارد. مادر توجهی عظیم و شگرف دارد. اما مادر از پله ها بالا میرود و کودک به آشپزخانه رفته و انگشتش را در آتش فرو برده است. آیا این بدان معناست که مادر نسبت به کودک بیتوجه بوده است؟ نه. اما کودک هنوز نادان است. او قدرت آتش را نمیداند. وقتی ما کارهای اشتباهی انجام میدهیم، به این دلیل است که شناخت نداشته و وسوسه انجام این کار را داریم. گاهی اوقات کودک میداند که آتش انگشتش را میسوزاند، امااز لمس آتش نوعی شادی بدست میآورد. ما نیز، به منظور شناخت بهتر، گاهی اوقات دچار جهالت میشویم. این مساله مانند غذا خوردن است. میدانیم که چیزی به نام مقدار کافی وجود دارد، اما پرخوری میکنیم. ما حریصانه میخوریم و پس از آن تاوانش را میپردازیم. زمانی که ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قربانی وسوسه میشویم، نمیتوانیم بگوییم رحمت خدا از زندگیها رخت بربسته است. حاشا که چنین باشد!مادر میتواند سعی کند کودک را از دست زدن به آتش محافظت نماید. او میتواند بگوید:"این کار را نکن، این کار را نکن. "اما اگر اراده ای در آن وجود نداشته باشد، پس از فشارهای الهی که سعی در محافظت ما از انجام کارهای اشتباه دارد، احساس ضرر میکنیم. احساس خواهیم کرد چیزی را گم کرده ایم. ما باید احساس کنیم با نرفتن به سمت جهالت چیزی را از دست نمیدهیم، یا باید احساس کنیم که این یک لزوم آنی و زودگذر برای ماست که مرتکب اشتباهاتی به علت جهل خود میشویم. اگر ما در نور زندگی کنیم، هیچ لزومی برای خطا کردن وجود ندارد. این مسأله به این دلیل نیست که خدا رحمتش را دریغ کرده چون ما قربانیان جهالتیم. حاشا که چنین باشد!اما رحمت الهی چه میتواند بکند؟خداوند به ما آزادی محدود عطا فرموده است. این آزادی محدود مانند یک چاقو است. برخی چاقو را برای بریدن میوه انبه و تقسیم آن با دیگران به کار میبرند و برخی دیگر چاقو را برای خنجر زدن به شخص دیگری به کار میبرند. بیایید از قابلیتی که خدا به ما داده عاقلانه استفاده کنیم.
اگر تو عاشق حقیقی خدا باشی پس دقیقا احساس خواهی کرد که زندگی رنج آور تو آرزوی خدا نیست.
آیا تاکنون به طور تصادفی یک هدف الهی داشتهاید؟
اگر ما با بالاترین شناخت معنوی به یک تصادف نگاهی بیندازیم، پس آن ابدا یک تصادف نیست. بلکه فقط یک واقعه است. آزمایشی که خداوند در انسان خاصی به مرحله اجرا در میآورد، اما در دنیای بیرونی در زمینه ظهور و تجلی اغلب اوقات فشارهای اشتباه منجر به بروز تصادفات میشود. گاهی اوقات خدای تعالی واقعا این تصادف را رد میکند. گاهی اوقات او فقط آنها را تحمل کرده و گاهی با آنها موافقت میکند. در هنگام بروز اتفاق، ممکن است خدای متعال احساس کند که یک فرد خاصی میتواند برای هدایت به سمت چیزی بهتر، زندگی معنویتر و با ارزشتر الهام بگیرد. برخی ممکن است به خاطر پیشامدهای زندگیش که توسط تعدادی از افراد خانواده، همسایه ها و غیره به وجود آمده تحریک شده و از بین برود، بنابراین زندگی جدیدی برای او گشوده میشود. اگر به آن با چشمهای ظاهری بنگرید، ممکن است که آن را یک تصادف یا اتفاق بنامید. اما باید بدانید، آیا خداوند آن اتفاق را میخواهد؟آیا این برای پاک شدن شخص است؟خداوند هرگز ما را سرزنش نمیکند. او ممکن است ما را امتحان کند اما اگر عمیقاً در آن فرو رویم و فکر کنیم احساس خواهیم کرد که این خداست که این کار را انجام میدهد. اگر ما بتوانیم خودمان را آگاهانه با خواست خدای متعال همسان کنیم، چنین چیزی به عنوان تصادف یا اتفاق وجود ندارد. اگر دچار رنج شویم، چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ ما باید بهترین را انجام دهیم. ما باید آن را مانند چیزی غیرقابل اجتناب یا مانند یک موهبت بپذیریم. آن موهبتی است به منظور این که ما بتوانیم پیشرفتها یا مزیتهایی را از آن استنتاج کنیم. منفعتی که ما از آن نتیجه میگیریم این است که همان اشتباه را تکرار نکرده و همان خطا را دوباره و دوباره انجام ندهیم. اگر رنج میکشیم، باید از اشتباهی که مرتکب شده ایم آگاه باشیم. زمانی که به اشتباه خود واقف میشویم به صورت اتوماتیکی حس تطهیر در ما آغاز میشود. اما به منظور بدست آوردن خلوص و پاکی، نباید دچار رنج و غم شویم. نه!برای شناخت و درک خدا، رنج لازم نیست. آنچه مورد نیاز است عشق به حقیقت، عشق به نور است. اگر ما اجازه دهیم نور به درون ما بیاید و در درون ما باقی بماند، هیچ رنجی وجود نخواهد داشت. چرا باید به مشکلاتت به عنوان فشارهای منفی فکر کنی؟ تنها به آنها بیندیش به عنوان فرصتها. ببین، آنها قابلیتهای درونی و بیرونی تو را افزایش خواهند داد.
برگرفته از کتاب گفتگوی عشق
نوشته شده در یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٩:٢۱ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
|
||