|
گفتگوی عشق | |||||||
|
نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱٢:٤٧ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
ابنا : علت گرایش شما به اسلام چه بود؟ سسو : من از کودکی نام امام خمینی را از جاهای مختلف می شنیدم ؛ اما همیشه در تصوراتم وی را خیلی دور از دسترس می دانستم. بعدها که بزرگتر شدم به علت علاقه به شخصیت وی سعی کردم بیشتر در مورد او، شخصیتش و دینش بدانم. شاید بتوانم بگویم که من دین اسلام را از طریق امام خمینی شناختم و سرانجام کاملترین و بهترین دین را انتخاب کردم.
ابنا : شما در نیمهی شعبان دو سال پیش مسلمان شدید. چرا چنین روز مبارکی را برای تشرف انتخاب کردید؟ سسو : حضرت مهدی (عج) تجسم تمام چیزهایی است که من در ذهن دارم. وی در من "امید" و "انرژی" ایجاد میکند. همین که من هر روز که بیدار میشوم به این فکر میکنم که شاید امام زمان ما همین امروز، همین ساعت ظهور کند در من ایجاد امید و تحرک میکند. ابنا : آقای سسو ! شما وظیفه خودتان را در برابر حضرت مهدی (عج) چه میدانید؟ سسو : به نظر من، وظیفهی همهی ما در مقابل امام زمانمان این است که به وسیله شناخت اسلام و شناخت امام (عج) به کامل کردن خود بپردازیم . این مهمترین کاریست که ما میتوانیم انجام دهیم. ابنا : اگر همین الان به شما بگویند هر چه میخواهید به امام زمان (عج) بگویید و وی حرف شما را میشنود، به ایشان چه می گوئید؟ سسو : اگر میشنوند ... من از ایشان درخواست میکنم که در سپاهشان من را هم بپذیرند. من آرزو دارم سپر بلای ایشان باشم. آرزوی من فدا شدن برای امام زمانمان است. همچنین آرزوی من دیدن دنیایی بدون تاریکی و پر از عدالت است. من از ایشان این دنیای دور از بدیها را خواستارم و همچنین کمک به مردم مظلوم فلسطین اشغالی. ابنا : میتوانید تصورتان را از دنیای پس از ظهور اماممان برای ما بیان کنید؟ سسو : دنیایی که یوسف زهرا در آن باشد برای من مثل این است که هر صبح، پنجره ای را باز کنم و باغی زیبا و سرسبز و خورشید درخشان و تمام زیباییهای دنیا را از پس آن ببینم ؛ دنیایی که در آن همه چیز زیبا خواهد بود.
ابنا : در پایان اگر ممکن است از فعالیتهای خودتان در مؤسسه امام مهدی(عج) در ایتالیا برایمان توضیحاتی بفرمائید. سسو : این مؤسسه فعالیتهای خود را در دو جهت متمرکز کرده است. یکی جنبه داخلی که منحصر به اعضای مؤسسه و تمامی برادران و خواهران مسلمان است ؛ و دیگری جنبه خارجی که مربوط به غیر مسلمانان و معرفی و شناساندن اسلام به عنوان یک ثروت تمام نشدنی فرهنگی و معنوی به آنان است. با این اهداف، مؤسسه همچنین اقدام به راهاندازی یک سایت رسمی به آدرس www.islamshia.org نموده که به زبان ایتالیایی فعالیت میکند. ابنا : از اینکه وقت خودتان را در اختیار خوانندگان سایت ما قرار داده و درخواست همکاری با سایت ما را پذیرفتید ممنونیم. نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱٢:۳٩ ب.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا: ما در رعایت حال شما کوتاهى نمىکنیم و یاد شما را از خاطر نبرده یم، که اگر جز این بود گرفتارىها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ریشه کن مىکردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید. 2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام) فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة: هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مىسازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمىدهد. 3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام) فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ: از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید. ادامه مطلب نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱۱:٤٩ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
سالها پیش در کشور آلمان زن و شوهری زندگی می کردند. آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ببر کوچکی در جنگل نظر آنها را به خود جلب کرد نکته ها: نوشته شده در یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱:۱٤ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
نوشته شده در یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱:٠٤ ق.ظ توسط گفتگوی عشق نظرات () |
|
|||||||